تبليغاتX
دوست یابی

دوست یابی

آیین دوست یابی

آیا می دانی سهم یک درختچه از آسمان چقدر است؟
آیا می دانی سهم یک درخت تنومند از آسمان چقدر است؟
و آیا می دانی اینکه سهم درخت از آسمان بیشتر است یا سهم درختچه،
هیچ ربطی به آسمانی ندارد که‌خود را کاملا در نهایت بی کرانگی‌در اختیار
همگان قرار داده است.
حالا از تو می پرسم: سهم تو از عشق و روح الهی چقدر است؟
و آیا این ربطی به عشق و روح الهی دارد؟
و آیا می دانی که هردوی درخت و درختچه ریشه در زمین دارند
و از آن تغذیه می کنند .
و سهم مادر مهربان زمین از آسمان چقدر است؟
آیا کسی از تو هم سهمی دارد؟
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/31ساعت 2:41  توسط مریم  | 

سلام:

فقط به خاطر ۱ دوست خوب آپ کردم وگرنه اصلا حوصله ندارم!

دل ودوست یافتن پادشاهی است وبی دل ودوست زیستن گمراهی.

                                                                            خواجه عبدالله انصاری

                                                                                          

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/15ساعت 11:31  توسط مریم  | 

مجبوبم! هنوز هم انگور ياقوتی را بياد مياورم، شما دل ما را کجا برديد؟ 

آی خواب ديده شده، آی دسته روشده، راز بر بر ملا، آبروی رفته ميخريم

محبوبم! راهی که بسمت تو می آمد را گم كرده ام.

و ناگهان همه روز من پاک می گردد روز می شود

و همه ستاره هایی که باهم نوشته بوديم پاک مي شود ...

شما می شنوید بی آنکه من لب هايم را تکان دهم

همه واژه های فارسی را چلاندم

شيره‌ی واژه های زبان فارسی تو یی!

تو نباشی من آن يک رياليم

تا حالا ديدی کسی آن يک ريالی را خورد کند ؟

 و شمارا دوست می‌داشتم بی آنکه متولد شده باشم.جعفر دارائی

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/25ساعت 2:11  توسط مریم  | 

محبوب خوب من
 من عازم نبردم
گفتی وداع ؟؟
 هرگز !
 دشمن وداع آخر خود را
 بایست کرده باشد.
 من از نبرد پیش تو بر می گردم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/17ساعت 10:21  توسط مریم  | 

مادربزرگ
 گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من
در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق
 خمره دلم
 بر ایوان سنگ و سنگ شکست
دستم به دست دوست ماند
پایم به پای راه رفت
من چشم خورده ام
 من چشم خورده ام
من تکه تکه از دست رفته ام
در روز روز زندگانیم ..
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/11ساعت 13:0  توسط مریم  | 

خودمم آدس خونمون رو گم کردم!
+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/07ساعت 10:4  توسط مریم  | 

همیشه آدرسها جلوی چشمامونه.البته اگه خواسته باشیم که به مرادومقصدمون برسیم.

ولی بیشتر مواقع خودمون چشمامونو می بندیم ونگاه به پشت سرمون داریم.چون هنوز دلمون با گذشتس.......................................

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/14ساعت 11:2  توسط مریم  | 

همیشه سبز می خشکد٬همیشه ساده می بازد٬همیشه لشکر اندوه به قلب ساده می تازد.

من آن سبزم که رستن را تو آخر بردی از یادم چه آسان هستی خود را به باد سادگی دادم!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/11ساعت 21:4  توسط مریم  | 

1-می گم می خواین چاقوی تیز تری براتون بیارم؟

چاییتونم که سرد شد!

 

واقعیت دعوتتون کردم که یه خواهشی ازتون کنم البته من باید می یومدم خدمتتون اما دیدم سرتون خیلی شلوغه نشد دیگه ببخشید!

 

من تا حالا شعر نگفتم اصلا ولم کنن می کم از شعر خوشم نمی آد

 

2- همان که شعر را شروع می کند نفسش بند می شود و دیگر چیزی نمی تواند بگوید

 

3- یادت ما باهم بازی می کردیم؟ اون وقتا خونه ما زیاد رفت و آمد بود واسه همین رخت خواب زیاد داشتیم وقتی رو هم می زاشتیم می رفــــــــــت تا سقف. یه دفعه تو رفتی اون بالای بالا بعد یهو رخت خوابا سر خوردن ریختن تو گمشدی! دیگه از اون وقت هر چی می گردم پیدات نمی کنم.

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/19ساعت 9:13  توسط مریم  | 

ما همیشه چنین خوانده ایم که باید دشمنانمان را ببخشیم ٬

ولی هرگز جایی نخوانده ایم که باید دوستانمان را ببخشیم!

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/12ساعت 23:59  توسط مریم  | 

 
Free counter and web stats